نقد و بررسی قانون جذب
114 بازدید
تاریخ ارائه : 2/19/2014 7:49:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

درتفکر نوین، قانون جذب به عنوان آفریننده خواسته ها مطرح شده است. آنچه در فراسوی قانون جذب قرار گرفته است، دستیابی به تمامی خواسته ها و همچنین، تأثیر تفکرات و اندیشه های قبلی بر وقوع اتفاقات آینده می باشد. به عبارتی دیگر؛ فرضیه جذب، از دو بُعد قابل بررسی است:

الف) اندیشه های انسان، در عالم خارج محقق می شوند.

ب) اتفاقات موجود در زندگی انسان، ریشه در اندیشه های مثبت و منفی دارد که در سابق به آنها تمرکز شده است.

اما آنچه در فرآیند این دو مسئله قابل مشاهده است، پردازش های سه گانه ای است که در قالب« مبدأ هستی بخش، اسباب آفرینش، فرجام انسانی» ارائه گردیده است. مبدأ هستی بخش طبق گفته رهبران قانون جذب، «انسان هر چیزی را که بخواهد می تواند خلق کند. فقط باید در هماهنگی با قانون جذب زندگی کند». این تعبیر، در شکلی کاملاً مشخص، صفت خالقیت را به انسان داده و او را در مقام خالقی قرار می دهد که در مسیر خالقیتش، از هیچ مانعی برخوردار نیست، فقط کافیست تا اراده کرده و تصور نماید، آنگاه تمامی صور ذهنی وی تبدیل به واقعیت شده و کار خلقت به انجام می رسد. البته بیان این نکته ضروری به نظر می رسد که در دیدگاه قانون جذب، حوزه آفرینش و تولید انسان، نه تنها در امور تشریعی بوده بلکه در گستره مسائل تکوینی هم صاحب قدرت بوده و در عمل خلقت دخالت می نماید. بنابراین، آنچه خلق می شود، تصویری از همان شیء است که قبلاً در ذهن انسان نقش بسته است که هم اکنون به واقعیت پیوسته و با قدرت تمرکز ذهن آفریده شده است. البته ممکن است که هر انسانی در مواجهه با این گونه اندیشه های بی مبنا، این سئوالات را از خود بپرسد که اگر همه انسان ها در مقام خدایی قرار دارند، خلقت انسان ها توسط چه کسی انجام شده است؟ اگر این قدرت به اثبات رسیده است که ذهن انسان قادر به آفرینش همه تصورات است، پس همین انسان در صورت تصور یک انسان یا هر موجود جاندار دیگری، باید عین آن را در خارج به وجود بیاورد! اگر همه انسان ها دارای چنین قدرتی هستند، چرا باید رسیدن به پول و ثروت و آرامش های رؤیایی، فقط در زندگی رهبران این قانون قابل مشاهده باشد و هیچکدام از پیروان به این آرامش و ثروت دست نیابند؟ و... در دیدگاه اسلام، مبدأ هستی بخش، خداوندی است که آفریننده تمام هستی بوده و تمامی موجودات، آفریده خداوند سبحان می باشد.

در آیات فراوانی از قرآن کریم به این حقیقت اشاره فرمود است که جملگی در صدد اثبات توحید در خالقیت خداوند می باشند:

1. «قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ». بگو خدا آفریدگار همه چیز است، و اوست یکتای غالب.

2. «اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَکِیلٌ». خدا آفریننده هر چیز است، و بر هر چیزی وکیل (قیم و مدبر) است.

3. «ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ». آن خداوند پروردگار شما و آفریدگار هر چیز است، جز او خدایی نیست.

4. «هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ». آیا جز خداوند آفریدگاری هست؟

5. «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى». پروردگار ما کسی است که هستی هر چیزی را به او عطا کرده، و او را هدایت نموده است.

صفت خالقیت برای خداوند بطوری است که نه تنها از آغاز خلقت بلکه از زمانی که خلقتی هم در میان نبود، بر خداوند متعال اطلاق می گردید.

امام صادق (علیه السلام) در وصف خداوند متعال فرمودند: «خَالِقٌ إِذْ لَا مَخْلُوقَ‏ وَ رَبٌّ إِذْ لَا مَرْبُوبَ». خدا خالق بود آنگاه که مخلوقی نبود و پروردگار بود آنگاه که پرورده ای نبود. اسباب آفرینش در دیدگاه قانون جذب، پس از اعلام درخواست ها توسط ذهن (به عنوان فرمانده)، تمامی کائنات دست به دست هم می دهند تا در مقام فرمانبرداری از انسان، بلافاصله انجام وظیفه کرده و تصویر ذهنی مورد نظر را خلق نمایند. در این بینش، انسان قالب آن چه را که می خواهد می سازد و سپس این، دنیا است که قالب ساخته شده را پر می کند. بطور خلاصه می توان به این نکته اشاره کرد که؛ نقش کائنات در روند ایجادها و آفرینش ها، نقش اسبابی داشته و از خود استقلالی ندارد. بطوری که صرفاً در زمان وصول فرمان از سوی ذهن، انجام وظیفه می کنند. هر چند که از نگاه اسلام نیز، طبیعت دارای نقش اسبابی بوده و در روند ایجادها و آفرینش ها نقش برجسته ای (به نحو غیر استقلالی) دارد، اما آنچه ضروری به نظر می رسد این است که؛ انسان با همه ابعاد انسانی خود، یکی از هزاران آفریده الهی است که در بستر طبیعت به وجود آمده است. بنابراین، چنین انسانی قادر به فرماندهی طبیعت نبوده و در مجموعه «بودها و نبودها» نقش استقلالی نخواهد داشت. در بسیاری از آموزه های قانون جذب، مشابهت های متعددی با تعالیم وحیانی وجود دارد. به عنوان نمونه؛ «خواستن و رسیدن و رسیدن به ثروت» یکی از مواردی است که دقیقاً نقطه فریب و گمراهی برخی از متدینین گردیده است. چنانچه در قرآن کریم هم در این باره آمده است: «مَّن کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِیدُ». هر کس خواهان دنیاى نقد و زودگذر است به زودى هر که را خواهیم نصیبى از آن مى‏دهیم. رسیدن به دنیا و برخی امیان، از جمله مسائلی است که انسان می تواند از خداوند متعال درخواست کرده و به آنها دست یابد. اگر بخواهیم این مسئله را فارق از باورهای اخروی مورد بررسی قرار بدهیم، آنچه در تفکیک نظریه اسلام از قانون جذب حائز اهمیت است این است که؛ در نگاه اسلام، همه درخواست ها از سوی انسان (در مقام بندگی) بوده و نتیجه بخشی و پاسخ به نیازها، از جانب خداوند منّان (در مقام خالقیت و الوهیت) می باشد. اما همین این دیدگاه در قانون جذب، به شکلی کاملاً متفاوت مطرح شده است که قبلاً به آن اشاره گردید. البته آنچه از سوی مدل های «ایرانی، اسلامی» قانون جذب، با عنوان تکنولوژی فکر مطرح گردیده است، جایگاه خلقت در محدوده قانون سازی خلاصه شده و خداوندِ موجود در تکنولوژی فکر، هیچگونه قدرت تعیینی و تقدیری ندارد. علیرضا آزمندیان در ترویج این باور گفته است: «خدا رازها و قانون ها را آفریده و عقب نشسته و دارد مانیتورینگ می کند. نگو اگرخدا بخواهد می دهد. و اگر نخواهد نمی دهد. حاصل قانون ربطی به خدا ندارد». فرجام انسانی در اندیشه قانون جذب که انسان در مقام خود خدایی قرار گرفته است، بهشت و جهنم را ساخته و پرداخته اذهان مردم دانسته و آن را نتیجه تصورات مثبت و یا منفی انسانها در این دنیا پنداشته است. بطوری که در تکنولوژی فکر آمده است که: «کسانی به جهنم می روند که به قیامت، به جهنم، به نکیر و منکر و فشار قبر فکر می کنند و کسانی به بهشت می روند که فقط به زیبایی، به گلها فکر کنند... با این حساب، مأموریت تو این است که بهشتی برای خود در این دنیا بسازی، بهشتی مستقل در متن این جهان و در راستای قانونمندی های آن. و آن نقطه غایی و آن دستاورد نهایی که باز گو کننده همت بی وقفه تو در دستیابی به کمال است، چیزی نیست جز همان بهشتی که باید در این دنیا بسازی». این در حالی است که قرآن کریم می فرماید: «وَ سارِعُوا إِلی‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ». و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است. و همچنین در رابطه با جهنم در قرآن کریم آمده است: «فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ». از آتشی بترسید که هیزم آن بدن‌های مردم (گنهکار) و سنگ‌ها است! و برای کافران آماده شده است. این آیات، در پاسخ به باورهای فرجام شناسانه قانون جذب، اشاره به آن دارند که اولاً؛ پاداش بهشت و عذاب جهنم، نتیجه اعمال نیک و بد انسان است و ارتباطی با تصورات ذهنی ندارند. ثانیاً؛ بهشت و جهنم، مقوله ای اُخروی هستند که خداوند متعال برای پرهیزگاران و بدکاران مهیا ساخته است. بیش از پیش، آنچه در آموزه های راز مطرح گردیده است، ساختن «بهشت دنیوی و نقد» در این دنیا است که آن را به عنوان فرجامی برای دنیای انسان در نظر گرفته اند. طبق نظریات مطرح شده، بهشت دنیوی، مقدمه رسیدن به بهشت اُخروی است. بدین معنا که اگر فردی در این دنیا در فقر و سختی به سر ببرد، هیچگاه مستحق وصول به بهشت اُخروی را نداشته و باید در جهنمی سوزناک عذاب ببیند. اما آنکسی که همواره در رفاه و آرامش به سر برده است، در بهشتی برین و ابدی قرار خواهد گرفت. بنابراین، انسانی به بهشت خدا می رود که در این دنیا در زیباترین بهشت زندگی کند. نه در فقر، نه در جنگ و نه در غیر آن. آنچه در تقریر بهشت دنیوی مطرح گردیده است، آباد کردن دنیا (اگر چه به قیمت خراب ساختن آخرت باشد) و فراهم نمودن زندگی بی دغدغه است که به عنوان مأموریت بشری بیان شده است. خداوند متعال در پاسخ به این گروه «أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ». آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده ‏اید؟ متاع زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست.