زنان و شبه معنویت های نوظهور.
75 بازدید
تاریخ ارائه : 9/21/2013 12:55:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب

آنچه در طول تاریخ اندیشه ها به چشم می خورد، نقشی اساسی زنان در تأسیس و رهبری جنبش‌‌ها، شبه معنویت ها و فرقه ها می باشد. حضور چشمگیر زنان نسبت به مردان و میزان تعلق آنها به فرقه‌‌ها تا حد سرسپردگی، نشان دهنده این است که زنان در جنبش‌های شبه معنوی نسبت به سایر جنبش‌های اجتماعی فعالیت بیشتری دارند. ‌

دیدگاه ادیان و مکاتب به زنان معنوی.
دیدگاه ادیان، مذاهب، فرقه ها و شبه معنویت ها به جایگاه زن در پیشبرد اهداف مثبت و منفی متفاوت است. برخی آنها را اصلی ترین و نخستین مهره های ثابت در مراسمات معنوی دانسته و از حضورشان استقبال می نمایند و در برخی دیگر از این ادیان و فرقه ها، زنان را از ایفای نقش و حتی از ورود به عبادتگاه ها منع می کنند. بودیسم، در لابه لای آموزه های خود، نوعی مرد سالاری افراطی را پدید آورده که دین را بطور چشمگیری به نهاد مرد محوری تبدیل کرده و زنان را در آن «بی دین و آلوده» تلقی کرده است. یکی از شبه معنویت های هندی، که در نقطه مقابل بودیسم قرار گرفته و جایگاه زن را در امورات معنوی، بسیار پررنگ دانسته است، جریان «برهما کوماریس[1]» می باشد. این جریان، زنان را کنترل کننده مردان می داند و معتقد است که زنان ،جایگاه های قدرت را اشغال کرده و مردان را در قوانین سکولار مذهبی زیر دست خود گرفته اند.[2]

جایگاه زنان در تأسیس، مدیریت، گسترش شبه معنویت ها.
علاوه بر برهما کوماریس، شبه معنویت های «tsm، اُشو، ساتیا سای بابا» هم در دسته ای قرار می گیرند که، زنان از آزادی عمل و قدرت بیشتری برخوردار هستند. نقش «شیلا» در تشکیلات اُشو، تلاش نویسندگانی مانند خانم «دبی فورد»، و«لوئیزهی»، «شاکتی گواین» در رهبری تفکر نوین، فعالیت زنانی همچون «کاترین پاندر»، «مرتل فیلمور»، «اسکاول شین» در مدیریت کلیسای یونیتی نشانگر نقش اساسی و کلیدی زنان در پیشبرد این جریانات می باشد. پیش فرض استارک[3] و باین بریچ این است که «یکی از چیزهایی که به خصوص، زنان جاه طلب را به جریانات شبه معنوی جذب می کند، دادن فرصت برای رهبر یا موسس شدن است». البته این نظریه مختص زنان جاه طلب می باشد، اما آن دسته از زنانی که نقش مُرید و پیرو بودن را در این جریان ها ایفا می کنند، شاید به دلایل گوناگونی همچون؛ نداشتن جایگاه واقعی در خانواده، نداشتن خانواده و ده ها دلیل دیگر که توانسته است زن را از هویت زنانه و مادری خود دور کند، اجازه ورود به این مجموعه ها را به آنها بدهد. متاسفانه در لابه لای این برنامه ها، نه تنها زن از جایگاه ابزاری خود ارتقا نمی یابد، بلکه با مشاهده پیامدهای این شبه معنویت ها، علاوه بر تنزل منزلت اجتماعی، دچار بحرانهای شدید روحی، روانی، اخلاقی و اعتقادی نیز می‌گردند.

[1] Brahama kumaris ]

[2]جنبش های نوین دینی/ برایان ویلسون/ ص 180

[3] stark