جایگاه شبه معنویت های نوظهور، در چالش‌ اسلام.
74 بازدید
تاریخ ارائه : 8/7/2013 1:42:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب

برخی بر این باورند که پرداختن به نقد عرفان‌های کاذب و شبه معنویّت‌های نوظهور در کشور اسلامی لازم نیست، زیرا همین کار را ترویج و تکثیر غیر مستقیم آنها می دانند. باید توجه داشت که، ظهور و بروز خطر این شبه معنویت ها،  همانند سایر فرقه های ضاله وهابیت و بهائیت نیست که در مقابل اسلام و مبانی مُسلّم آن صف آرایی کرده باشند، بلکه شبه معنویت ها، با نقاب بدلی، در پوسته زیرین عرفان حقیقی جای گرفته و کم کم به عنوان دین جایگزین[1] در جهان اسلام مطرح می شوند. جایگاه چالش این عرفان ها نسبت به اسلام و سایر ادیان، مانند آتش زیر خاکستر است که در ظاهر، مسئله ای معنوی بوده و حتی در پاره ای از موارد، مشابهت ظریف با عرفان اسلامی دارند. تا جایی که برخی از افراد که در دام شبه معنویت‌ افتاده‌اند، براین باورند که مفاهیم مطرح شده در عرفان‌های نوظهور، با معنویت اسلامی سازگار است و حتی برخی دیگر، این مفاهیم را همان آموزه‌های اسلامی می‌انگارند؛ بنابراین برای این گروه باید اثبات شود که شبه معنویت های نوظهور، مبانی مخصوص به ‌خود را داشته و با معنویّت اسلامی و مبانی دینی ناسازگار می باشند. ترویج بی اعتنایی و بی تفاوتی در مقابل ظلم، فقر، غیبت، تهمت و تمامی نباید های اسلامی با بهانه دفع موانع آرامش شخصی، ترویج سکس با بهانه خلسه عارفانه، کاریزما سازی و قطب پروری جهت مقابله با علماءدین از جمله خطرات نامحسوس این عرفان ها می باشد.

امروزه موج سهمگین عرفان‌های کاذب چنان در حال گسترش است که هیچ گروه، طیف یا منطقه جغرافیایی خاصّی از این خطر در امان نیست. بطوری که در چند سال گذشته بیش از هفت میلیون جلد کتاب از چند جریان محدود به صورت رسمی به زبان فارسی چاپ شده‏است.

البته این مطلب بسیار پُرروشن است که برای گروه‌هایی که قطعاً در معرض ابتلا نیستند، طرح عرفان‌های نوظهور و بیان خطر آن‌ها کاری لغو است. در این میان، برای خواص و گروه‌های تأثیر‏گذار (هم‌چون معلمان، مربّیان، مدیران، مسئولان حوزه فرهنگ عمومی و به‌ خصوص نیروهای فعال فرهنگی) اگر چه خود مصون باشند، آشنایی با آموزه‌ها و آسیب‌های شبه معنویت ها، ضروری است. این کار برای خواص«اطّلاع‌رسانی و روشن‌گری» و برای گروه‌های مرتبط با خواص «ایمن سازی و پیشگیری» خواهد بود.


[1] دین های جایگزین اصطلاحی است که بیش از همه جامعه شناسان دین بکار می برند. این اصطلاح حاکی از انواع گروه های دینی، معنوی و عرفانی است که در بیرون از سنت بویژه در غرب و بیرون از دینداری سنتی ظهور یافته اند.