عرفان با طعم شکلات
24 بازدید
تاریخ ارائه : 6/30/2013 11:22:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

امروزه در بسیاری از کارگاه‏ها و سمینارها و کتاب های مختلف، از معنویت ها و عرفان های گوناگون، به عنوان موضوعی که مورد تأیید عقل است نام برده می‏شود و در پاره‏ای از سخنرانی ها پا فراتر گذاشته و این عرفان ها را همان عرفان حقیقی و راهنمای واقعی انسان معرفی می کنند و در برخی موارد مدعی‏اند که اساسا خاستگاه این مفهوم؛ متون دینی، روانشناسی و طبّی است. این مفهوم با نام‏های درمانگرا، راه کمال، تکنولوژی فکر و صد ها واژه ناآشنا، بر سر زبان‏ها می چرخد. این بازی درهم تنیده شده بسان زمین فوتبالی است که در آن بازیکنانی همچون پائولو کوئیلیو، سای بابا، اشو، دالای لاما و ده ها رهبر معنوی جهان که با اغراض مشخص و از پیش تعیین شده ای، انسان های جویای معرفت و کمال را به دام و گرداب معنویت مسموم می کشانند و همواره به دنبال منافع سیاسی و مادی خود بوده و سراب عرفان را پیش روی آنان قرار می دهند. در این روش هایی که عرفان های کاذب برای کسب آرامش و معنوت روحی پیشنهاد می کند، آن چنان سهل و ممتنع است که همه مردم از هر فرهنگ و قومی، با بکارگیری آن ها می تواند ادعای عارف شدن داشته باشند. در دنیایی که کلاس های مدیتیشن و یوگا و رمل واحضار جن در کنار گل سازی و جعبه سازی و هنرهای خانه داری برگزار می شود، هیچگونه ثبات و پایه امنی برای درک این عرفان ها وجود ندارد. این عرفان ها با معرفی عقل ناتوان به عنوان بزرگترین قوه سانسورگر انسان و دعوت به عالم تخیل و توهم، اجنه و شیاطین و هزاران موجود ناشناس، میدان دروغ پردازی خود را گسترش داده و زندگی را به وادی لذت و سرخوشی های دنیوی می کشانند و هدف نهایی این زندگی را هم، رسیدن به آرامش دنیوی در پرتو فرار از واقعیت ها می دانند. آیا به راستی؛ آن عرفان و معنویتی که تفکر را تعطیل کند، چگونه می تواند تحول آفرین باشد؟

براستی، این عرفان ها چه می گویند؟

 1. خدا هرچیزی می تواند باشد: از انرژی و طبیعت گرفته تا انسان و شیطان. همه نوع خدایی در میان این عرفان ها پیدا می شود. فقط آنچه نیست خدای یگانه و بدون شریک است.

2. انسان‌، محور تمامی آفرینش و زمین و زمان است. آنچه هست انسان است و انسان. خدا در این چرخانه نقشی ندارد و هدف زندگی رسیدن به لذائذ دنیوی و نائل شدن به زندگی حیوانی است.

3. کسب شادی به هر قیمت، به عنوان هدف اصلی زندگی، مهمترین اصل این عرفان هاست. به قیمت بی غیرتی و بی تفاوتی به ناموس.

4. عقل یک قوه ناتوان است. آنچه زندگی تو را می سازد، توهّم و تخیل است. عقل عذاب آور است. مانند حیوان باش، بخور و بخواب و کامیابی کن.

5. اگر از کانال دین می خواهی به عرفان برسی مشکلی نیست. فقط خودت را در بند نماز و روزه و این چیزها اسیر نکن! در جاده دین، فقط آنچه برای توست، رسیدن است، پابند قانون جاده نشو!

6. پولدارترین آدمها، عارف ترین انسانهای روی زمین هستند! پولدار باش و خوش بگذران.

7. به دنبال حقیقت نباش، حقیقتی وجود ندارد. آنچه هست در ذهن توست.

8. سحر و جادو و کارهای خارق العاده یاد بگیر تا قدرتمند باشی. آنوقت است که همه چیز به تو سر تعظیم فرود می آورند.

9. فقط به فکر خوشی خودت باش. اگر کسی از گرسنگی هم بمیرد کاری نکن، تو نان خودت را بخور، خودت را ناراحت نکن. فقط آرام باش.   

10. هرچه هست، در عشق جنسی یافت می شود. عشق الهی وجود ندارد.

اگر نسل امروز با آرمان ها و ارزش های گذشته که ازلی و ابدی هستند آشنا نشوند، ادبیات عرفانی کاذب، ما را در خود فرو خواهد برد و تنها لذتی شخصی می آفریند، فارغ از دردها و غم های جامعه.